تبليغاتX
اگر چه كم است ! خواهم گفت ... -
آنجا که زاغی نمی پرد

گنجشکی دانه ای را به بازی میگیرد

شانه به سر پری به لانه می برد

آنجا که درختی ست

اردکی

در زلالی آب شیرجه ی رود

 

ـشهر من است

آنجا که شرافت بر دوش آدمی سنگینی نمی کند

و گشنگی به دنبال تکه نانی کپک زده سطل زباله را وارونه نمی کند

و دیوار و نرده دهن کجی عظیمی ست

ـکوچه ی من است

آنجا که محبت را راه بر گلو نبسته اند

و دست دست را می فشارد

و عشق هنوز جانی دارد

ـ خانه ی من است

آنجا که پروانه ای بر دیوار میخکوب نشده

و آواز قناری آزاد است

و قلبها نمی گیرند

ـاتاق من است

این است اگر من اینک هنوز هم

شهری وکوچه ای  خانه ای و یا حتی اتاقی سراغ ندارم!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 20:25  توسط nenupher | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تمام دست نوشته ها و سروده ها ي اين بلاگ نجواهاي عاشقانه ي من است. حقيقتي كه پيش چشم شماست با عمق وجودم تقديم به تنهاي عزيزم و تمام كساني كه ميدانند چقدر دوستشان دارم!!

نوشته های پیشین
شهریور 1388
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
پیوندها
درستی ارتباط دختر و پسر!
hamidrezarazav
zibashe
فروشگاه بزرگ 808
http://mahandeh.blogfa.com/
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM